bellicose
UKbelikous
US'belə'kəus
معنی فارسی
جنگجو
معنی کامل و مثالها
/bel´i kōs´/adj.
● جنگ گرای، رزمخواه، پیکارجوی، دعوایی و خصم آمیز، ستیزگرا، ستیهنده، ستیزهخوی، ژکاره
Hitler's bellicose policy
سیاست جنگ گرایانهی هیتلر
he has a bellicose nature
او خوی ستیزهجویی دارد.