دیکشنری فارسی

betake

UKbiteik

معنی فارسی

بخشيدن عطاء کردن صرفنظر کردن توصيح کردن واگذاردن ربودن رفتن متوسل شدن دست زدن مبادرت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē tāk´/vt.

● رفتن (به صورت بازتابی به کار می‌رود)

he betook himself to his own country

او به کشور خود رفت.

● (قدیمی) هم خود را صرف کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بخشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن