دیکشنری فارسی

betake

UKbiteik

معنی فارسی

بخشيدن عطاء کردن صرفنظر کردن توصيح کردن واگذاردن ربودن رفتن متوسل شدن دست زدن مبادرت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē tāk´/vt.

رفتن (به صورت بازتابی به کار می‌رود)

he betook himself to his own country

او به کشور خود رفت.

(قدیمی) هم خود را صرف کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بخشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن