bird
معنی فارسی
پرنده مرغ
معنی کامل و مثالها
/bu_rd/n., vi.
● پرنده (ردهی Aves)
most birds lay eggs
اکثر پرندگان تخم میگذارند.
● پرندهی خشکی (در مقابل پرندهی آبی: waterfowl)
● کبوتر مصنوعی (در تمرین تیراندازی و شکار)، پرندهی سفالین یا چوبین
● (در برخی بازیها) شاتل کاک، توپ پردار
● (عامیانه) آدم (به ویژه اگر قدری غیرعادی باشد)
he is a rare bird
او مرد عجیب و غریبی است.
● صدایی که از به لرزه درآوردن لبها ایجاد شود (به نشان مخالفت یا تمسخر)، شیشکی
● (خودمانی) موشک، پرتابه
● (انگلیس - خودمانی) زن جوان
I saw some rare birds there
تکههای خوبی در آنجا دیدم.
● به شکار پرنده رفتن، پرنده شکار کردن، پرنده گرفتن
● به مشاهدهی پرندگان پرداختن، پرنده بینی کردن
* a bird in the hand is worth two in the bush
سیلی نقد به از حلوای نسیه
* birds of a feather
اشخاص دارای سلیقه یا ویژگیهای همانند
* birds of a feather fly together
کند همجنس با همجنس پرواز
* eat like a bird
کم خوراک بودن
* for the birds
(خودمانی) چرند، بیارزش، بیفایده، به درد نخور، احمقانه
* kill two birds with one stone
با یک تیر دو نشان زدن
* the bird has flown
تیر از کمان رها شده است، فرار کرد و رفت، دیگر دیر شده
* the birds and the bees
(عامیانه) واقعیات دربارهی امور جنسی (به نحوی که بچه بفهمد)
ریشه و کاربرد
ریشه
From Old English 'brid'.
مثال
- The bird flew high in the sky.
- She has a pet bird.
- Birds are fascinating creatures.
ترکیبهای رایج
Pet bird Bird watcher Bird nest
تعریف انگلیسی
- warm-blooded egg-laying vertebrates characterized by feathers and forelimbs modified as wings
- the flesh of a bird or fowl (wild or domestic) used as food
- informal terms for a (young) woman
- a cry or noise made to express displeasure or contempt
- badminton equipment consisting of a ball of cork or rubber with a crown of feathers “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “In the summer they like to go out and bird”
مترادفها
noun
Fowl, fowl of the air.