دیکشنری فارسی

flier

UKflaiər US'flaıə

معنی فارسی

پرنده پرواز کننده اسب تيزرو خيز پرش هواپيما

معنی کامل و مثال‌ها

/flī´ǝr/n.

(شخص یا چیزی که پرواز می‌کند) پرنده، خلبان، پروازگر

(ترن و اتوبوس و غیره) تندرو، سریع‌السیر

(در پلکان سرراست) پله

اعلان (که با دست بین مردم پخش می‌شود)، آگهی (روی یک ورق کاغذ)

(امریکا - عامیانه) عمل قمارآمیز (به ویژه در خرید و فروش سهام و غیره) (flyer هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who travels by air
  2. an advertisement (usually printed on a page or in a leaflet) intended for wide distribution “he mailed the circular to all subscribers”
  3. someone who operates an aircraft

واژه‌های دیگر با معنی «پرنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن