دیکشنری فارسی

blossomy

معنی فارسی

شکوفه گل ميوه اول جواني شکوفه کردن

واژه‌های دیگر با معنی «شکوفه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن