blot out معنی فارسی زدودن محو کردن. واژههای دیگر با معنی «زدودن» delinking زدودن، پاک کردن، باز کردن از هم de-rust زدودن زنگ stripping test آزمايش زدودن، آزمايش زدودگي dewax زدودن موم اندود denuclearize از سلاحهاي اتمي زدودن، بمب اتمزدايي کردن frontolysis زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايي. abrade سائيدن، خراشيدن، زدودن scart خراش، تراش، خراشيدن