bluftly معنی فارسی رک بي ملاحظه بسادگي واژههای دیگر با معنی «رک» upfront رک، رک و راست، بيپرده پوشي openhearted رک، رکگو، بيشيله پيله frankly رک، پوست کنده، ازادانه outspoken رک، سر راست، بي پرده plain spoken رک، ير راست، بي پرده Frank رک گو، بي پرده حرف زن، راست باز free-spoken رک گو، بي پرده حرف زن، ساده گو plainspoken رک گو، صاف و پوست کنده، بي ريا و تزوير. free spoken رک گو، ساده گو، بي پرده open-heartedness رک گوئي، صداقت