دیکشنری فارسی

free-spoken

معنی فارسی

رک گو ، بي پرده حرف زن ، ساده گو ، بي پرده

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´spōk´ǝn/adj.

(وابسته به کسی که عقاید خود را آزادانه و رک می‌گوید) رک، رک گویانه

واژه‌های دیگر با معنی «رک گو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن