دیکشنری فارسی

bondman

معنی فارسی

غلام برده بنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

● نوکر، (پسر یا مرد) بیگار، زرخرید، برده، بنده، (در نظام فئودال) رعیت

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from 'bond' meaning 'in servitude' and 'man' meaning 'male human'.

مثال

  • The bondman was working in the fields.
  • He was a bondman to the king.
  • The bondman was sold at the market.

ترکیب‌های رایج

Buy bondman Sell bondman Treat bondman Free bondman

تعریف انگلیسی

noun
  1. a male bound to serve without wages
  2. a male slave

واژه‌های دیگر با معنی «غلام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن