bondservant
معنی فارسی
غلام بنده برده
معنی کامل و مثالها
/-su_r´vǝnt/n.
● کسی که رسما متعهد بود (معمولا به خاطر بدهی) مدت معینی بیگاری و نوکری کند
● بنده، برده، بیگار
غلام بنده برده
/-su_r´vǝnt/n.
● کسی که رسما متعهد بود (معمولا به خاطر بدهی) مدت معینی بیگاری و نوکری کند
● بنده، برده، بیگار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن