boor
UKbeər
USbuə
معنی فارسی
روستايي دهاتي آدم بي تربيت
معنی کامل و مثالها
/boor/n.
● (در اصل) کشاورز، روستایی، کارگر مزرعه
● آدم خشن و ناآموخته، آدم بیادب و زمخت، آدم دهاتیمنش
مترادفها
noun
Rustic, clown, hind, lout, lubber, swain, peasant, bumpkin, clodpole, countryman, ploughman.