دیکشنری فارسی

boor

UKbeər USbuə

معنی فارسی

روستايي دهاتي آدم بي تربيت

معنی کامل و مثال‌ها

/boor/n.

(در اصل) کشاورز، روستایی، کارگر مزرعه

آدم خشن و ناآموخته، آدم بی‌ادب و زمخت، آدم دهاتی‌منش

مترادف‌ها

noun
Rustic, clown, hind, lout, lubber, swain, peasant, bumpkin, clodpole, countryman, ploughman.

واژه‌های دیگر با معنی «روستايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن