دیکشنری فارسی

villager

UKvilidʒər US'vılıdʒə

معنی فارسی

روستايي دهاتي اهل ده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

دهاتی، روستایی، روستانشین

واژه‌های دیگر با معنی «روستايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن