دیکشنری فارسی

boyishly

UKbwɑːjiʃliː

معنی فارسی

بچگانه پسرانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. like a boy “he smiled boyishly at his fiancee” “Derived from adjective: boylike (for: boylike), boyish”

واژه‌های دیگر با معنی «بچگانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن