دیکشنری فارسی

brachylogy

معنی فارسی

کوتاهي ايجاز اختصار (درسخن)

معنی کامل و مثال‌ها

/brǝ kil´ǝ jē/n., pl.

ایجاز، کوتاه گویی، اختصار

سخن کوتاه و پرمغز، کوته سخن، کلام موجز

واژه‌های دیگر با معنی «کوتاهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن