succinctness UKsəksiŋktnəs معنی فارسی کوتاهي ايجاز اجمال واژههای دیگر با معنی «کوتاهي» failing کوتاهي، قصور، نقص failure کوتاهي، قصور، ناتواني unsuccessfulness کوتاهي، قصور، ناتواني default کوتاهي، قصور، غفلت brachylogy کوتاهي، ايجاز، اختصار (درسخن) abridgment کوتاهي، اختصار، خلاصه brevity کوتاهي، اختصار، ايجاز concise-ness کوتاهي، اختصار، اجمال shortness کوتاهي، اختصار، کمي non feasnce کوتاهي، قصور، غفلت