دیکشنری فارسی

breathy

US'breθı

معنی فارسی

باروح درمعرض نسيم.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

توام با صدای تنفس، نفسی

a breathy speaker

ناطقی که صدای نفس کشیدنش شنیده می‌شود

واژه‌های دیگر با معنی «باروح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن