دیکشنری فارسی

bred

USbred

معنی فارسی

پروردن پروراندن بار آوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bred/vt., vi.

زمان گذشته و اسم مفعول فعل: breed

ریشه و کاربرد

Verb

Past and past participle of breed.

ریشه

From Old English bredan, from Proto-Germanic *brōdijaną.

مثال

  • The farmer bred the horses.
  • The species was bred in captivity.
  • She was bred to be a leader.

ترکیب‌های رایج

bred in captivity bred for speed bred from bred to do

واژه‌های دیگر با معنی «پروردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن