brigandage معنی فارسی راهزني معنی کامل و مثالها /-ǝnd ij´/n.● راهزنی، چاپیدن، سرکشی، یاغیگری واژههای دیگر با معنی «راهزني» banditry راهزني، سرقت مسلح. banditti راهزني، دزدي highway robbery راهزني hoid up راهزني با تهديد، وقفه garrotter راهزني که مردم راخفه ميکند brigandism دزدي، راهزني robbery دزدي، سرقت، راهزني garrote (garotte) خفه سازي بطرز اسپانيولي، اسباب ادم خفه کني، راهزني بوسيله خفه کردن مردم padding پيزر، پوشال، لايي