brindle
UKbrindl
US'brındəl
معنی فارسی
خط خط لک لک
معنی کامل و مثالها
/brin´dǝl/adj., n.
● (رنگ خاکستری یا زرد مایل به قهوهای که راه راه یا دارای لکههای پر رنگ باشد مانند برخی گربهها) ابرش، نمش، پلنگی، چپار، خلنگ، پیسه
do not take any brindle for a spot ...
هرپیسه گمان مبر که خالیست ...
● حیوانی که پوستش این چنین باشد، حیوان چپار، حیوان ابرش