brindled
معنی فارسی
خط دار راه راه خال دار.
معنی کامل و مثالها
/-dǝld/adj.
● (دارای موی خاکستری یا زرد مایل به قهوهای که راهراه یا لکههای پر رنگی داشته باشد مثل برخی گربهها و گاوها و اسبها) چپار، پلنگی، خلنگ، ابرش، پیسه
a brindled cow
گاو پیسه
مترادفها
adjective
See brinded