lineolated معنی فارسی خط دار داراي خطوط ريز مخطط. واژههای دیگر با معنی «خط دار» streaky خط دار، خط خط، رگ fasciated خط دار، نواردار، بهم فشرده striate خط دار، شياردار، خياره دار brindled خط دار، راه راه، خال دار. freaked خط دار، خط خط، راه راه flecky خط دار، لکه دار، موجي striped خط دار، راه راه، مخطط stripy خط دار، مخطط، راه راه lineswoman خط نگه دار، خط نگهدار زن (تنيس) marking guage خط کش تيره دار، پيمايه