striate
معنی فارسی
خط دار شياردار خياره دار
معنی کامل و مثالها
/strī´āt´, -it/vt., adj.
● شیارچه دار کردن، نوارچهدار کردن، خشدار کردن، مخطط کردن
● (به ویژه عضلات - striated هم میگویند) تارچهدار، خطدار، خشدار
مترادفها
adjective
(also striated)
Channelled, furrowed, grooved.