دیکشنری فارسی

striate

معنی فارسی

خط دار شياردار خياره دار

معنی کامل و مثال‌ها

/strī´āt´, -it/vt., adj.

شیارچه دار کردن، نوارچه‌دار کردن، خش‌دار کردن، مخطط کردن

(به ویژه عضلات - striated هم می‌گویند) تارچه‌دار، خطدار، خش‌دار

مترادف‌ها

adjective
(also striated)
Channelled, furrowed, grooved.

واژه‌های دیگر با معنی «خط دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن