brotherliness UKbrʌðəlinəs معنی فارسی برادري دوستي واژههای دیگر با معنی «برادري» fraternities برادري، اخوت، انجمن اخوت fraternity برادري، اخوت، انجمن اخوت sodality برادري، اخوت، انجمن اخوت fraternization برادري، مواخاه، اتفاق brotherhood برادري، انجمن برادري fraternize برادري کردن، باهم دوستي کردن (يا يکي شدن)، اتفاق کردن fraternal love دوستي برادري، محبت برادرانه fraternal برادرانه، برادروار، برادري fraternalism برادرانه، برادروار، برادري