دیکشنری فارسی

fraternity

UKfrətəːnitiː USfrə'tə:nətı

معنی فارسی

برادري اخوت انجمن اخوت صنف اتحاديه

معنی کامل و مثال‌ها

/frǝ tu_rn´ǝtē/n., pl.

● برادری، اخوت

liberty, equality and fraternity

آزادی، برابری و برادری

● (گروهی از مردم که دارای آرمان‌ها یا منافع مشترک باشند) دسته، انجمن، گروه

the medical fraternity

جماعت پزشک‌ها

● انجمن اخوت

● (دانشگاه‌های امریکا و کانادا) باشگاه و خوابگاه خصوصی

● وابسته به باشگاه و خوابگاه خصوصی

he is a member of our fraternity

او عضو انجمن ما است.

two of my fraternity brothers

دو نفر از اعضای انجمن ما

تعریف انگلیسی

noun
  1. people engaged in a particular occupation “the medical fraternity”
  2. a social club for male undergraduates

مترادف‌ها

noun
1. Association, society, company, circle, brotherhood, sodality, league, clan, united body.
2. Brotherhood, brotherly relation.
3. Brotherliness, brotherhood.

واژه‌های دیگر با معنی «برادري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن