buckler
UKbʌklər
US'bʌkələ
معنی فارسی
سپر ، سپر يا پوشش حيواني
معنی کامل و مثالها
/buk´lǝr/n., vt.
● سپر گرد و کوچکی که به مچ دست میبستند، سپر گرد و دستهدار
● (با سپر شدن) دفاع کردن، حایل شدن، سپر بلا شدن
● محافظت، حفاظت، پدافند، دفاع
● زهوار توپ
مترادفها
noun
1. Shield, aegis.
2. Defence, protection, safeguard.