دیکشنری فارسی

bullshit

معنی فارسی

چرند، چرت و پرت ، سخن پوچ، لاف،

گزافه گويي،

چاخان، چرت وچرند گويي کردن، مزخرف گفتن،

غلو کردن، قمپز دادن .

سرگين گاو، تپاله ي گاو

معنی کامل و مثال‌ها

/bool´shit´/n., vi., vt.

(خودمانی - ناپسندیده)

چرند، چرت و پرت، سخن پوچ، لاف، گزافه گویی، چاخان، چرت

don't give me that bullshit!

مزخرف نگو!

bullshit! I don't believe a word of what you say!

برو بابا! یک کلمه از حرف‌هاتو باور ندارم‌!

چرند گویی کردن، مزخرف گفتن، غلو کردن، قمپز دادن

don't bullshit me!

دست از چرند بافی بردار! چاخان نکن‌!

سرگین گاو، تپاله‌ی گاو

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

As a noun, it refers to nonsense or false talk. As a verb, it means to talk nonsense or deceive.

ریشه

From 'bull' + 'shit', a vulgar term originating in the early 20th century.

مثال

  • I can't stand the bullshit any longer.
  • He's just bullshitting, don't believe him.
  • That's a load of bullshit!

ترکیب‌های رایج

Load of bullshit Talk bullshit Believe bullshit

واژه‌های دیگر با معنی «چرند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن