bullshit
معنی فارسی
چرند، چرت و پرت ، سخن پوچ، لاف،
گزافه گويي،
چاخان، چرت وچرند گويي کردن، مزخرف گفتن،
غلو کردن، قمپز دادن .
سرگين گاو، تپاله ي گاو
معنی کامل و مثالها
/bool´shit´/n., vi., vt.
● (خودمانی - ناپسندیده)
● چرند، چرت و پرت، سخن پوچ، لاف، گزافه گویی، چاخان، چرت
don't give me that bullshit!
مزخرف نگو!
bullshit! I don't believe a word of what you say!
برو بابا! یک کلمه از حرفهاتو باور ندارم!
● چرند گویی کردن، مزخرف گفتن، غلو کردن، قمپز دادن
don't bullshit me!
دست از چرند بافی بردار! چاخان نکن!
● سرگین گاو، تپالهی گاو
ریشه و کاربرد
As a noun, it refers to nonsense or false talk. As a verb, it means to talk nonsense or deceive.
ریشه
From 'bull' + 'shit', a vulgar term originating in the early 20th century.
مثال
- I can't stand the bullshit any longer.
- He's just bullshitting, don't believe him.
- That's a load of bullshit!
ترکیبهای رایج
Load of bullshit Talk bullshit Believe bullshit