دیکشنری فارسی

kibosh

معنی فارسی

چرند (لاف) بيهوده

معنی کامل و مثال‌ها

/kī´bäsh´/n.

(خودمانی)

چرند، یاوه، حرف پوچ

بازدارنده، جلوگیر، بندآور

* put the kibosh on

(خودمانی) خاتمه دادن، بندآوردن، خفه کردن

واژه‌های دیگر با معنی «چرند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن