twadle معنی فارسی چرند چرند گفتن واژههای دیگر با معنی «چرند» bullshit چرند، چرت و پرت، سخن پوچ rigmarole چرند، جفنگ، سخن بي معني hokum چرند، بي معني، نمايش سطحي وبد. nonsense چرند، سخن بيمعني، حرف مزخرف twaddle چرند، سخن بي معني، چرند گفتن bushwa چرند، بيمعني، چرت وپرت kibosh چرند، (لاف) بيهوده codswallop چرند، مزحزف fiddledeedee چرند، جفنگ fiddlesticks چرند !، مزخرف !، زکي!