دیکشنری فارسی

burnish

US'bə:nıʃ

معنی فارسی

پرداختن پرداخت کردن صيقل زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r´nish/vt., vi., n.

(تقریبا هم معنی polish است)

جلا، برق، صیقل

(با مالش) براق کردن، جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن

burnished metal

فلز پرجلا (پرداخت شده)

مترادف‌ها

verb active
Polish, furbish, brighten, make bright, make glossy, make glisten or glistening.

واژه‌های دیگر با معنی «پرداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن