burnish
US'bə:nıʃ
معنی فارسی
پرداختن پرداخت کردن صيقل زدن
معنی کامل و مثالها
/bu_r´nish/vt., vi., n.
● (تقریبا هم معنی polish است)
● جلا، برق، صیقل
● (با مالش) براق کردن، جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن
burnished metal
فلز پرجلا (پرداخت شده)
مترادفها
verb active
Polish, furbish, brighten, make bright, make glossy, make glisten or glistening.