buttonholed
US'bʌtən'həuld
معنی فارسی
مادگي ، جامادگي ، گلي که درجامادگي بگذارند
مادگي ، جامادگي ، گلي که درجامادگي بگذارند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن