canaliculated معنی فارسی راه راه واژههای دیگر با معنی «راه راه» way راه، جاده، طريق route راه، خط سير، مسير zonate راه راه، نواره دار، منطقه منطقه corded راه راه، بسته، پيچيده (باريسمان ribbed راه راه، ميل ميلي، دنده دار canaliculate راه راه byway پس راه، بيراهه، کوره راه via از راه، از طريق، ميان راه ditch راه اب، ابرو، نهرکندن vi'a prep از راه، از طريق، راه