carechumen معنی فارسی نواموز تازه وارد واژههای دیگر با معنی «نواموز» beginner نواموز، مبتدي، اغازکننده catechumen نواموز تعاليم مسيحيت.، پايه آموز، مبتدي tiro or tyro نوچه، نواموز، تازه کار prentice شاگرد، نواموز، بشاگردي گذاشتن recruit سربازتازه، تازه سرباز، کارمندتازه