دیکشنری فارسی

carny

معنی فارسی

ريشخندکردن، دلنوازي کردن.

کارمند يا هنرپيشه ي نمايشهاي سيار و

جشنواره ها

واژه‌های دیگر با معنی «ريشخندکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن