دیکشنری فارسی

carrion

UKkæriən US'kerıən

معنی فارسی

مردار لاشه لاشه اي گنديده لاشه خور

معنی کامل و مثال‌ها

/kar´ē ǝn/n., adj.

مردار (به ویژه لاشه‌ی در حال پوسیدگی که خوراک برخی جانوران مانند کفتار است)، لاشه، جسد حیوان ذبح نشده

vultures feed on carrion

کرکس از مردار تغذیه می‌کند.

a carrion-eating animal

حیوان لاشخور

وابسته به لاش یا مردار

(جانور شناسی) لاشخور، مردار خور

enemy dead were left to rot or be eaten by carrion

گذاشتند که اجساد دشمن یا بپوسد یا توسط لاشخورها خورده شود

هرچیز بیزار کننده

ریشه و کاربرد

Noun

The decaying flesh of dead animals.

ریشه

Derived from the Old French word 'caroigne' + '-on' (diminutive suffix).

مثال

  • Vultures feed on carrion.
  • The smell of carrion attracted scavengers.
  • Carrion can spread diseases.

ترکیب‌های رایج

Feeding on carrion Attracted to carrion Presence of carrion Smell of carrion

مترادف‌ها

noun
Putrefying flesh, putrescent or putrid meat.

واژه‌های دیگر با معنی «مردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن