دیکشنری فارسی

carrion

UKkæriən US'kerıən

معنی فارسی

مردار لاشه لاشه اي گنديده لاشه خور

معنی کامل و مثال‌ها

/kar´ē ǝn/n., adj.

● مردار (به ویژه لاشه‌ی در حال پوسیدگی که خوراک برخی جانوران مانند کفتار است)، لاشه، جسد حیوان ذبح نشده

vultures feed on carrion

کرکس از مردار تغذیه می‌کند.

a carrion-eating animal

حیوان لاشخور

● وابسته به لاش یا مردار

● (جانور شناسی) لاشخور، مردار خور

enemy dead were left to rot or be eaten by carrion

گذاشتند که اجساد دشمن یا بپوسد یا توسط لاشخورها خورده شود

● هرچیز بیزار کننده

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Old French word 'caroigne' + '-on' (diminutive suffix).

مثال

  • Vultures feed on carrion.
  • The smell of carrion attracted scavengers.
  • Carrion can spread diseases.

ترکیب‌های رایج

Feeding on carrion Attracted to carrion Presence of carrion Smell of carrion

تعریف انگلیسی

noun
  1. the dead and rotting body of an animal; unfit for human food

مترادف‌ها

noun
Putrefying flesh, putrescent or putrid meat.

واژه‌های دیگر با معنی «مردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن