دیکشنری فارسی

cased

UKkeist

معنی فارسی

يخدان ، جعبه ايينه ، جلدکردن ، جفت ،

(.n): سرگذشت ، صندوق ، جعبه ، جلد ، پوسته ،

قالب ، قاب ، جا ، حالت ، وضعيت ، موقعيت ،

اتفاق ، دعوي ، مرافعه ، قضيه ،

(.vt) در صندوق ياجعبه گذاشتن ، جلدکردن ،

روکش کردن ، پوشاندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. covered or protected with or as if with a case “knights cased in steel” “products encased in leatherette”
  2. enclosed in a case

واژه‌های دیگر با معنی «يخدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن