دیکشنری فارسی

catchment

معنی فارسی

عمل گرفتن انچه گيرايد

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● گرد آوری آب باران (از راه جوب کشی و گنداب راه سازی)

● آب تله، آبگیر (انباری که آب‌های گرد آوری شده در آن نگهداری می‌شود)، آب انبار

● آب درون آب انبار

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the verb 'catch' with the noun suffix '-ment'.

مثال

  • The catchment of rainwater is crucial in arid regions.
  • The river's catchment area spans several counties.
  • The dam provides a large catchment for the city's water supply.

ترکیب‌های رایج

Catchment area Catchment system Catchment basin

تعریف انگلیسی

noun
  1. a structure in which water is collected (especially a natural drainage area)

واژه‌های دیگر با معنی «عمل گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن