دیکشنری فارسی

catchment

معنی فارسی

عمل گرفتن انچه گيرايد

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

گرد آوری آب باران (از راه جوب کشی و گنداب راه سازی)

آب تله، آبگیر (انباری که آب‌های گرد آوری شده در آن نگهداری می‌شود)، آب انبار

آب درون آب انبار

ریشه و کاربرد

Noun

The action of collecting water, especially the collection of rainfall over a natural drainage area.

ریشه

Derived from the verb 'catch' with the noun suffix '-ment'.

مثال

  • The catchment of rainwater is crucial in arid regions.
  • The river's catchment area spans several counties.
  • The dam provides a large catchment for the city's water supply.

ترکیب‌های رایج

Catchment area Catchment system Catchment basin

واژه‌های دیگر با معنی «عمل گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن