chapt معنی فارسی ترکيدن خشکي زدن مرد ارواره واژههای دیگر با معنی «ترکيدن» burst ترکيدن، پکيدن، ازهم پاشيدن chap ترکيدن، خشکي شدن، ترکاندن implode از داخل ترکيدن، از داخل منفجر شدن.، بندش داشتن phut تق صداي ترکيدن بادکنک، صداي گلوله، غژ fly asunder شکستن، ترکيدن detonate با صدا دررفتن، با صدا ترکيدن، ترکانيدن blowback پس زدن گاز، (به علت ترکيدن پوکه يا نقص گلنگدن)، عقب نشيني خودکار dehisce دهن باز کردن، شگفتن، ترکيدن rive شکستن، شکافتن، جدا کردن explode اتش گرفتن، محترق شدن، منفجرشدن