دیکشنری فارسی

charging

UKtʃɑːdʒiŋ US'tʃɑ:dʒıŋ

معنی فارسی

تصدي عهده گماشتگي سفارش هزينه خرج سفارش کردن سپردن

واژه‌های دیگر با معنی «تصدي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن