chaussure معنی فارسی کفش پاپوش معنی کامل و مثالها /shō sür´/n.● (فرانسه) کفش، پاپوش (دمپایی و پوتین و غیره) واژههای دیگر با معنی «کفش» shoe کفش، نعل، پاشنه tennis shoe کفش، تنيس، کفش کتاني. lace بند کفش، بند پوتين، تور shoemaker کفش دوز، کفاش.، پينه دوز shoe leather چرم کفش، کفش boot lace بند کفش boot maile ميخ کفش shoe lace بند کفش shoe-lace بند کفش shoe-string بند کفش