childing
معنی فارسی
آبستن، حامله
داراي غنچه هاي تازه که دور غنچه هاي
کهنه تر ميرويد
معنی کامل و مثالها
/chīl´diŋ´/adj.
● آبستن، حامله
● (گیاه شناسی) دارای غنچههای تازه که دور غنچههای کهنهتر میروید
آبستن، حامله
داراي غنچه هاي تازه که دور غنچه هاي
کهنه تر ميرويد
/chīl´diŋ´/adj.
● آبستن، حامله
● (گیاه شناسی) دارای غنچههای تازه که دور غنچههای کهنهتر میروید
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن