دیکشنری فارسی

clypeate

معنی فارسی

سپري

معنی کامل و مثال‌ها

/klip´ē āt´/adj.

● (زیست شناسی)

● به شکل سپر گرد، سپرسان، پشیز سان

● دارای برآمدگی سپرمانند، سپرین

واژه‌های دیگر با معنی «سپري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن