دیکشنری فارسی

coarsegrained

معنی فارسی

زبر زمخت درشت بافت بي ادب بينزاکت گستاخ

معنی کامل و مثال‌ها

/-grānd´/adj.

زبر، زمخت، درشت بافت

بی ادب، بی‌نزاکت، گستاخ

واژه‌های دیگر با معنی «زبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن