دیکشنری فارسی

shaggy

UKʃægiː US'ʃægı

معنی فارسی

زبر درهم وبرهم کرک شده مودراز پرمو پشمالو داراي موهاي زبرودرهم

معنی کامل و مثال‌ها

/shag´ē/adj.

پشمالو، پر مو، پر پشت

a shaggy dog

سگ پشمالو

shaggy eyebrows

ابروهای پاچه بزی (پر پشت)

ژولیده، گوریده

کرک دار، پرزدار

زبر، زمخت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of hair; thick and poorly groomed “bushy locks” “a shaggy beard”
  2. having a very rough nap or covered with hanging shags “junipers with shagged trunks” “shaggy rugs”

مترادف‌ها

adjective
1. Rough (with long hair or wool).
2. Rough, rugged.

واژه‌های دیگر با معنی «زبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن