commemorator معنی فارسی ياداوري کننده واژههای دیگر با معنی «ياداوري کننده» reminiscent ياداوري کننده، ياداور (شونده)، حاکي remindful ياداوري کننده، ياداور (شونده)، متذکرسازنده remembrancer ياداوري کننده، مامور وصول مطالبات سلطنتي commemorative ياداوري کننده، يادگاري reminiscent of slavery ياداوري کننده بردگي، مشعر بر بندگي، حاکي از بردگي refresher تازه کننده، نيرو بخش، خستگي بر