remembrancer
معنی فارسی
ياداوري کننده ، مامور وصول مطالبات سلطنتي
معنی کامل و مثالها
/-brǝn sǝr/n.
● یادآور، به یاد انداز
● (انگلیس - R بزرگ) بازگیر (گردآوری کنندهی پولهای بدهکار به دربار)
مترادفها
noun
Token, memorial, memento, remembrance, testimonial, monument, record, souvenir.