دیکشنری فارسی

remembrancer

معنی فارسی

ياداوري کننده ، مامور وصول مطالبات سلطنتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-brǝn sǝr/n.

یادآور، به یاد انداز

(انگلیس - R بزرگ) بازگیر (گردآوری کننده‌ی پول‌های بدهکار به دربار)

مترادف‌ها

noun
Token, memorial, memento, remembrance, testimonial, monument, record, souvenir.

واژه‌های دیگر با معنی «ياداوري کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن