consociate
معنی فارسی
همدست قرين شريک هم قطار
معنی کامل و مثالها
/kǝn sō´ shē āt´, -it/n.,vt., vi.
● (نادر)
● همکار
● همکاری کردن، همیاری کردن
همدست قرين شريک هم قطار
/kǝn sō´ shē āt´, -it/n.,vt., vi.
● (نادر)
● همکار
● همکاری کردن، همیاری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن