دیکشنری فارسی

consociate

معنی فارسی

همدست قرين شريک هم قطار

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn sō´ shē āt´, -it/n.,vt., vi.

(نادر)

همکار

همکاری کردن، همیاری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «همدست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن