contorting
UKkəntɔːtiŋ
معنی فارسی
پيچاندن ازشکل انداختن کج کردن
پيچاندن ازشکل انداختن کج کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن