دیکشنری فارسی

sprain

معنی فارسی

پيچاندن رگ برگ کردن بدرد آوردن پيچش رگ برگ شدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/sprān/vt., n.

(پزشکی)

رگ به رگ کردن

رگ به رگ (شدگی)، پیچ خوردگی

مترادف‌ها

verb active
Strain (as a joint), twist, wrench, overstrain.

واژه‌های دیگر با معنی «پيچاندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن