دیکشنری فارسی

conversant

UKkənvəːsnt USkən'və:sənt

معنی فارسی

آگاه آشنا باخبر وابسته

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´vǝr sǝnt,kǝn vu_r´-/adj.

(با: with یا in) آشنا (به کار یا چیزی)، وارد

he is thoroughly conversant with the new regulations

او با مقررات جدید آشنایی کامل دارد.

he is conversant in eight languages

او هشت زبان بلد است.

واژه‌های دیگر با معنی «آگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن