cool down (to) معنی فارسی خنک شدن واژههای دیگر با معنی «خنک شدن» windchill سرماي حاصله از وزش باد، تبريد، خنک شدن بدن در اثر سرما chill سرما، سردي، سردکردن fan بادبزن، بادزن، بادافشان freshen تازه کردن، خنک کردن، شيرين کردن